عبد الحسين نوايى

131

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

شايع شد كه نادر در كاخ سلطنتى هند كشته شده است . لذا اوباش شهر به سربازان ايرانى حمله بردند و جمعى از ايشان را كشتند . شمار كشتگان ايرانى را بين سه تا هفت هزار نوشته‌اند . صبح روز بعد ، نادر به مسجد روشن الملك رفته فرمان قتل عام داد . در اين قتل عام ، كه از ساعت 9 صبح تا دو بعد از ظهر طول كشيد ، بيش از سى هزار هندى كشته شدند . تا اين كه به خواهش محمد شاه ، نادر دستور داد كه قتل عام متوقف شود . توقف نادر در دهلى دو ماه و چند روز به طول انجاميد و در طى اين مدت بود كه دختر محمد شاه با تشريفات فراوان به عقد نصر الله ميرزا پسر دوم نادر درآمد . ميزان مال هنگفتى كه نادر از پادشاه هند گرفت دقيقا معلوم نيست . ولى يكى از هنديان آن مبلغ را شش ميليون روپيه نقد و پنج ميليون جواهر ، من جمله الماسهاى كوه نور و درياى نور و تاج ماه و محمد شاهى نوشته است ، به اضافهء تخت طاوس . به سربازان و مأمورين و مستخدمين هم هر يك از 60 تا 100 روپيه رسيد . نادر به شكرانهء اين پيروزى مردم ايران را تا سه سال از پرداخت ماليات معاف كرد كه البته بعد مطالبه و وصول كرد . روز 3 صفر 1152 ه ( 12 مه 1739 ) در حضور كليهء بزرگان هند ، نادر تاج سلطنت هند را بر سر محمد شاه نهاد و پادشاه مغلوب هند ، در برابر تاجى كه نادر به دو بخشيد ، به نشانهء سپاسگزارى ولايات شمال غربى هند يعنى ناحيهء سند را از كشمير تا مرزهاى ايران به دو تقديم نمود . روز هشتم صفر نادر از دهلى بيرون آمده روى به ايران نهاد و در اول رمضان به كابل وارد شد و روز هفتم رمضان سال 1153 به نادرآباد وارد شد . دو سال و هفت ماه پيش ، از همين شهر روى به هند نهاده بود . در دهم ربيع الاول به هرات رسيد و به شادمانى فتوحاتى كه كرده بود ، بر تخت طاوس نشست و خيمهء بسيار مجللى برافراشت تا چشمها را خيره كند . پس از پانزده روز اقامت در هرات ، وى به طرف بلخ حركت كرد و در هفتم جمادى الاول بدين شهر در آمد . نادر پيش از اين ، از هندوستان ، نجاران بسيارى را براى ساختن كشتى جهت عبور از جيحون فرستاده بود . لذا با 1100 كشتى كه هر يك